اگر مسافری از فضا در چند روز گذشته سرزده از اسرائیل دیدن میکرد، بهکلی از اخبار غالب کشور غافلگیر میشد. کل ملت بیوقفه مشغول یک مسئله بود: بستنی. صدها خبر در رادیو و تلویزیون، تیتر روزنامههای مهم کشور و عناوین مقالههای مختلف همه و همه مختص بستنی بود. فقط روزنامه هاآرتز در روز چهارشنبه ۹ مقاله در مورد این موضوع داشت. در یدیعوت آخرونوت و سایر روزنامهها این میزان دو برابر بود. حالا تصور کنید که این اوضاع از روز دوشنبه برقرار بود. آن آقا یا خانم اهل فضا شاید فکر کند گرمای تابستان بوده که باعث شده است کل یک کشور اینقدر به فکر بستنی باشد؟ نخیر. قضیه تصمیم هیئت مدیره بینالمللی شرکت بستنی «بن و جری» بود.
نخستوزیر راستگرای اسرائیل، نفتالی بنت، وعده داد به جنگ این تصمیم برود. یائیر لاپید، وزیر خارجه میانهگرا، هم آن را محکوم کرد. اسحاق هرزوگ، رئیسجمهوری جدید اسرائیل با گرایش چپ میانه، پا فراتر گذاشت و آن را «نوع جدیدی از تروریسم» خواند. اما واقعا چه اتفاقی افتاده بود؟ این شرکت بستنی تصمیم گرفته بود اجازه فروش بستنیهای معروف خود را در اراضی فلسطینی تحت اشغال اسرائیل ندهد. این شرکت فروش درون مرزهای اسرائیل را متوقف نکرده بود، بههیچوجه از جنبش تحریم اسرائیل پشتیبانی نمیکند و فقط اعلام کرده است در شهرکهای یهودینشینی که طبق قانون بینالمللی غیرقانونیاند بستنی نمیفروشد.
تنها نکته غافلگیرکننده در مورد این تصمیم این است که برای این شرکت، که به جانبداری از آرمانهای اجتماعی معروف است، این همه طول کشید تا به اوضاع سیاسی اسرائیل و فلسطین واکنش نشان دهد. شرکت «بن و جری» البته اولین بار نیست که درگیر جنجالی سیاسی شده است. در کل دنیا شاید هیچ شرکتی وجود نداشته باشد که به اندازه این بستنیفروش مواضع مترقی و لیبرال گرفته باشد.
این شرکت غولآسای بستنیفروش را ۳۰ سال پیش دو یهودی آمریکایی بنیان نهادند که به احترام به مسئولیتپذیری اجتماعی معروف بودند. «بن و جری» زمانی طرفدار افزایش حداقل دستمزد بود که سیاستمدارها هنوز صحبت آن را هم نمیکردند. این شرکت طرفدار قانونی شدن ماریجوانا، ازدواج همجنسگرایان، افزایش مالیات بر شرکتها و ابرثروتمندها، و حمایت از جنبش اشغال وال استریت بوده است. حتما تعجب نمیکنید اگر یادآوری کنیم این شرکت در ضمن حامی پروپاقرص سناتور برنی سندرز در دو کارزار ریاستجمهوری او بوده است. در نتیجه، تنها موضوع غافلگیرکننده این است که این همه سال طول کشید تا این شرکت سرانجام همراستا با ارزشهای خود اعلام کند که حاضر به فروش بستنی در اراضی اشغالی فلسطینی نیست. شرکتهای بینالمللی دیگری هم هستند که در اسرائیل فعالیت دارند اما حاضر به عبور از «خط سبز» و فعالیت در شهرکهای غیرقانونی یهودینشین نیستند. مهمترین این شرکتها احتمالا مکدونالد آمریکایی است.
به نظر میرسد یکی از دلایل واکنش خصمانه و گسترده به «بن و جری» یهودی بودن مالکانش باشد. در چند روز گذشته، بارها این سوال را شنیدهایم: «چطور میشود دو یهودی موفق مخالف اسرائیل باشند؟» زدن تهمت یهودستیزی به این دو سخت است و همین است که دشمنانشان خود دست به استفاده از مجازهای یهودستیزانه زدند، از این گفتند که آنها زیادی ضعیفاند و جلوی فشار تاب نیاوردهاند؛ بیشتر پول برایشان مهم است تا ارزشها؛ یهودیانیاند ازخودمتنفر و غیره.
یهودیان سراسر دنیا انگار مقابل انتخابی غریب قرار گرفته بودند: یا باید بستنی محبوبشان را برمیگزیدند یا وفاداری بیچونوچرا و غیرانتقادی به اسرائیل را. این انگار تایید مجدد خط گسلی بود که در ۲۰، ۳۰ سال اخیر شاهد شکل گرفتنش بودهایم. یهودیان نسلهای جوانتر تمایلهای لیبرال و ترقیخواهانه بیشتری دارند و رویکرد ظریف «بن و جری» را میپسندند. یعنی خواهان تحریم اسرائيل نیستند اما قبول دارند که محصولات این شرکت باید فقط درون مرزهای قانونی اسرائیل فروخته شوند. این همان مرزهایی است که اسرائیل خود به رسمیت میشناسد (مادام که کرانه غربی و نوار غزه را به خاک خود الحاق نکرده بود). پاسخ برخی دیگر بیتفاوتی بود. اما جناح راست و هیئت حاکم ظاهرا تا حد جنون خشمگین شدند، گرچه عادت دارند چنین واکنشهایی نشان دهد. میتوان گفت تصمیم «بن و جری» در واقع گسلی را در جامعه یهودیان جهان فعال کرده است. گروههای مذهبی در این میان کار را به جایی رساندهاند که اعلام کنند محصولات «بن و جری» کوشر (معادل «حلال» برای یهودیان) محسوب نمیشوند و بدینسان، یهودیان را مجبور کردند تا بین عمل به فرایض مذهبی و گرفتن موضعی اجتماعی یا اخلاقی علیه اشغالگری غیرقانونی اسرائیل انتخاب کنند. نمیدانم چند نفر بستنیهای لذیذِ «بن و جری» را به قوانین مذهبی ترجیح میدهند اما اگر این باعث شود سامانه تعیین اینکه کدام غذا «کوشر» است یا نه فراتر از محتویات غذا برود و به اخلاقیات کارخانه و تولید آن هم مربوط شود، شاید کار به فراتر از دنیای یهودیان هم بکشد.
اما ورای هیستری موجود، در این واکنشها میتوان بارقههایی از امید دید. میبینیم که برای اسرائيلیها مهم است که دیگران راجع به آنها چه میاندیشند و مردم چه رفتاری با آنها دارند. این واقعیت نشان میدهد که تداوم اشغال غیرقانونی بهایی دارد، موضوعی که مدتها است فراموش شده. حالا اگر پاسخ به محدود شدن فروش چند لیوان بستنی ساخت دو یهودیِ اهل ایالت ورمانت آمریکا این است، زمانی را تصور کنید که شهروندان اسرائیل مجبور شوند هر بار میخواهند به اروپا بروند تقاضای ویزا کنند یا شرکت سونی اعلام کند حاضر است فیلمهایش را در اسرائيل نشان دهد اما در شهرکهای غیرقانونی نه؟ یا زمانی که خطوط هوایی وارد عمل شوند؟ این شاید باعث شود اسرائیلیها بالاخره رهبرانی انتخاب کنند که به پایان اشغال اولویت میدهند.